تا به حال به این فکر کردهاید که چرا برای بعضی چیزها روز جهانی داریم و برای بعضی چیزها نه؟ اینکه برای حقوق بشر یا حفاظت از محیط زیست روز جهانی داریم، کاملاً منطقی به نظر میرسد، اما وقتی تقویم را ورق میزنید و لابهلای این مناسبتهای جدی، چشمتان به «روز جهانی حبوبات»، «ماهی تن» یا «روز جهانی توالت» میافتد، عمراً برایتان سؤال نشود که اصلاً چه کسی اولین بار پیشنهاد داد برای توالت هم یک روز تقویمی ثبتشده داشته باشیم؟ و مهمتر اینکه، چطور توانست بقیه را برای تصویبش متقاعد کند؟
تولد یک روز جهانی
حتماً برای شما هم پیش آمده که وسط چرخزدنهای فضای مجازی، ناگهان چشمتان به مناسبتی بخورد که ندانید باید آن را با جدیت تمام گرامی بدارید یا از شدت مضحک بودن، به آن بخندید. فارغ از اینکه کدامشان واقعاً رسمی و واقعی هستند و کدامشان الکی و همینطوری دهانبهدهان چرخیدهاند، آدم بعضی از این مناسبتهای عجیبوغریب را که میبیند، از شدت حیرت وقت نمیکند به این فکر کند که چه پیامی پشت آن وجود دارد و اصلاً با چه هدفی نامگذاری شده است. حالا شاید فلسفه روزهایی مثل «حقوق بشر» یا «محیط زیست» در چارچوب کلی جهانبینی ما بگنجد، اما انصافاً چه کسی فکرش را میکرد که «حبوبات»، «ماهی تن» و البته «توالت» آنقدر مهم باشند که یک روز کامل را به خود اختصاص دهند؟ چون ماجرا اینطور نیست که سازمان ملل صبح یک روز از خواب بیدار شده و گفته باشد امروز را به این نام متبرک میکنیم، نه! پشت این نامگذاریها دیوانسالاری عریض و طویلی قرار دارد که هدفش افزایش آگاهی، جلب توجه افکار عمومی و تشویق دولتها به اقدام درباره یک مسئله مشخص است. درنتیجه معمولاً یک یا چند کشور عضو سازمان ملل پیشنهادی را به مجمع عمومی میبرند و پس از بررسی، با تصویب قطعنامه، یک «روز جهانی» متولد میشود. بعضی روزها هم ابتدا از سوی نهادهای تخصصی مانند یونسکو، سازمان جهانی بهداشت یا فائو مطرح و بعد به رسمیت شناخته میشوند. از اولین مناسبت در سال ۱۹۴۷ (روز ملل متحد) تا حالا، فهرست این مناسبتها آنقدر کش آمده که به بیش از ۲۰۰ مورد رسمی رسیده. تازه اگر بخواهید مناسبتهای غیررسمی و مندرآوردی مثل روز جهانی جوراب لنگه به لنگه را هم حساب کنید، احتمالاً به سختی در تقویم یک روز خالی پیدا کنیم.
مناسبتهای عجیب
اما بعضی از این مناسبتها به قدری شناختهشدهاند که تقریباً نیازی به معرفی ندارند. ۸ مارس روز جهانی زن با آن تاریخچه پرفراز و نشیب در جنبشهای کارگری، ۵ ژوئن روز جهانی محیط زیست، ۲۲ مارس روز جهانی آب یا اول دسامبر روز جهانی ایدز مناسبتهایی هستند که هرساله رسانهها و سازمانهای بینالمللی را به خط میکنند تا تلنگری به وجدان عمومی جهان بزنند. اما وقتی از فهرست مشهورها فاصله بگیریم به روزهای عجیبتری میرسیم. مثلاً ۱۰ فوریه روز جهانی حبوبات است که شاید اولش خندهدار به نظر برسد اما فائو این روز را با هدف جدی تأمین امنیت غذایی و کشاورزی پایدار در تقویم گنجانده است. یا روز جهانی ماهی تن (دوم می) که قرار است فریادی باشد برای حفاظت از ذخایر دریایی و معیشت جوامع وابسته به این صنعت. حتی روز جهانی ماه هم در این فهرست دیده میشود که هدفش ترویج اکتشافات صلحآمیز در فضاست. اما شاهکار این فهرست، روز جهانی توالت در ۱۹ نوامبر است که بعید میدانم بتوانید هدفش را حدس بزنید. جالب است بدانید این روز تلاشی برای به رسمیت شناختن بحران جدی دسترسی به بهداشت و سرویسهای بهداشتی است که هنوز برای میلیاردها انسان در جهان، یک آرزوی دستنیافتنی است.
در کنار اینها، ۲۷ فوریه هم به روز خرس قطبی اختصاص دارد؛ مناسبتی که با خروج توله خرسها از لانههای برفی همزمان شده و سازمان خرسهای قطبی بینالمللی از آن به عنوان فرصتی برای هشدار درباره گرمایش زمین و نابودی زیستگاههای یخی استفاده میکند. پس پشت ظاهر غلط انداز این نامگذاریها، یک دغدغه پنهان شده که قرار است با کمک تقویم، بیشتر به آن توجه شود. به جز این برخی دیگرشان یادآور روزهای تاریک تاریخ بشرند. ۲ دسامبر (روز بینالمللی لغو بردهداری) و ۲۳ اوت (روز یادبود تجارت برده) با هدف یادآوری این واقعیت تلخ ساخته شدهاند که بردگی، قاچاق انسان و کار اجباری، هنوز هم در اشکال مدرن و پنهان خود در جهان وجود دارند.
مناسبات غیررسمی
با این حال، تقویم جهانی صرفاً محصول تصمیمات بالا به پایین و فرامین سازمان ملل نیست و اتفاقاً بسیاری از این روزها، از دل فرهنگ عامه، شوخیها و علایق مردم بیرون آمدهاند. مثلاً ۱۹ سپتامبر، روز جهانی «مثل دزدان دریایی حرف زدن» است! شوخی دو دوست آمریکایی که آنقدر بازتاب یافت تا به یک مناسبت جهانی بدل شود. یا ۲۵ می، روز جهانی حوله، که طرفداران کتاب راهنمای «مسافران کهکشان» برای ادای احترام به «داگلاس آدامز» آن را جشن میگیرند؛ چراکه طبق منطق آن کتاب، اگر قرار باشد چیزی از این جهان عجیب جان سالم به در ببرد، حوله بهترین همراه است! جالب است بدانید هالووین، کریسمس و شکرگزاری هم با وجود شهرت جهانیشان، روز رسمی سازمان ملل محسوب نمیشوند.
اینها بیشتر به فرهنگ، مذهب و سنت جوامع مربوط اند تا برنامههای رسمی بینالمللی. راستی این را هم باید اضافه کرد که تقویم جهانی هم بالاخره ظرفیت محدودی دارد. برخی ماهها مثل مارس و ژوئن آنقدر شلوغ و پرترافیک میشوند که مناسبتها روی هم تلنبار میشوند و مثلاً ممکن است در یک روز، همزمان چند مناسبت با هم تلاقی پیدا کنند. این ترافیک سرسامآور موجب شده سازمان ملل برای جلوگیری از بیحسابوکتاب شدن تقویم، سختگیریهای تازهای برای ثبت روزهای جدید به خرج بدهد. با این حال، چه پای روز جهانی منطق در میان باشد، چه روز حفاظت از جنگلهای مانگرو و چه مناسبتهای محیرالعقولی که هنوز حتی اسمشان هم به گوشمان نخورده، رسمی باشند یا خودساخته و غیررسمی، هرکدامشان بخشی از دغدغههای بشر را در خود نگه داشتهاند.




نظر شما